hochschleichen

Aussprache: /ˈhoːxˌʃlaɪ̯çn̩/
Worttrennung: hoch·schlei·chen
فعل

به آرامی و بی‌سروصدا بالا رفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

یواشکی، بی‌سروصدا و بدون جلب توجه به سمت بالا حرکت کردن.

  • Er schlich die Treppe hoch, um niemanden zu wecken.او بی‌سروصدا از پله‌ها بالا رفت تا کسی را بیدار نکند.
  • Die Katze schlich die Mauer hoch.گربه یواشکی از دیوار بالا خزید.