weiterschleichen
به آرامی ادامه دادن، یواشکی ادامه دادن
Bedeutungen
1
بدون مفعول
به آرامی و بیصدا حرکت کردن یا خزیدن به سمت جلو، اغلب برای پنهان ماندن یا بدون جلب توجه
- Die Katze schlich sich langsam weiter, um die Maus nicht zu erschrecken.گربه آهسته به جلو خزید تا موش را نترساند.
- Nach einer kurzen Pause schlichen wir uns vorsichtig weiter durch den Wald.پس از یک مکث کوتاه، ما با احتیاط از میان جنگل به جلو خزیدیم.