mitschleifen
با خود کشیدن، به زور با خود بردن، همراه کردن (کسی برخلاف میلش)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا کسی را به صورت فیزیکی به دنبال خود کشیدن یا با خود بردن، اغلب با زحمت یا اجبار.
- Er schleift den schweren Koffer die Treppe hinauf.او چمدان سنگین را از پلهها بالا میکشد.
- Sie musste ihr Kind zum Arzt mitschleifen.او مجبور شد فرزندش را به زور به دکتر ببرد.
2
Akkusativ
کسی را در یک موقعیت ناخوشایند، مشکل یا بحثی درگیر کردن، اغلب برخلاف میل او.
- Er hat mich in seine Probleme mitgeschleift.او مرا در مشکلاتش درگیر کرد.
- Sie wollte ihn nicht in den Streit mitschleifen.او نمیخواست او را وارد دعوا کند.