zuschleifen
تراشیدن، صیقل دادن (برای شکل دادن)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با سایش یا تراشیدن، چیزی را به شکل خاصی درآوردن، صاف کردن یا تیز کردن
- Der Handwerker schleift die Kanten des Holzes zu.صنعتگر لبههای چوب را صاف میکند.
- Er hat das Messer scharf zugeschliffen.او چاقو را تیز کرده است.
2
Akkusativ
(مجازی) چیزی را با تلاش زیاد به شکلی خاص درآوردن یا آماده کردن
- Sie mussten den Vertrag noch etwas zuschleifen, bis er perfekt war.آنها مجبور بودند قرارداد را کمی بیشتر اصلاح کنند تا کامل شود.
- Der Trainer schleift die Mannschaft für das Finale zu.مربی تیم را برای فینال آماده میکند.