mitschleifen

Aussprache: /ˈmɪtˌʃlaɪ̯fn̩/
Worttrennung: mit·schlei·fen
فعل

با خود کشیدن، به زور با خود بردن، همراه کردن (کسی برخلاف میلش)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا کسی را به صورت فیزیکی به دنبال خود کشیدن یا با خود بردن، اغلب با زحمت یا اجبار.

  • Er schleift den schweren Koffer die Treppe hinauf.او چمدان سنگین را از پله‌ها بالا می‌کشد.
  • Sie musste ihr Kind zum Arzt mitschleifen.او مجبور شد فرزندش را به زور به دکتر ببرد.
2 Akkusativ

کسی را در یک موقعیت ناخوشایند، مشکل یا بحثی درگیر کردن، اغلب برخلاف میل او.

  • Er hat mich in seine Probleme mitgeschleift.او مرا در مشکلاتش درگیر کرد.
  • Sie wollte ihn nicht in den Streit mitschleifen.او نمی‌خواست او را وارد دعوا کند.