فعل
چابلوسی کردن، پاچهخواری کردن، لیسیدن
معانی و تعاریف schleimen:
- (عامیانه، تحقیرآمیز) برای جلب رضایت یا منفعت شخصی، چاپلوسی کردن و تملق گفتن.
- (به معنای واقعی کلمه، نادر) ماده لزج تولید کردن، لزج بودن.
جملات نمونه برای schleimen:
Die Augen der Kuh tränen und das geschwollene Maul ''schleimt'' stark.
چشمان گاو اشکآلود است و پوزه متورم آن به شدت ترشحات مخاطی تولید میکند.
''Schleim'' nicht so, er gibt dir sowieso nicht den Job!
اینقدر پاچهخواری نکن، او به هر حال کار را به تو نمیدهد!
Er schleimt immer um seinen Chef.
او همیشه برای رئیسش چاپلوسی میکند.