schleissen

Aussprache: /ˈʃlaɪ̯sn̩/
Wortzerlegung: schleis·sen
Wort

ساییدن، فرسوده کردن

Bedeutungen

1 بدون مفعول

به تدریج فرسوده شدن یا پاره شدن (معمولاً در مورد پارچه یا مواد)

  • Die Hose schleißt an den Knien sehr schnell.شلوار از زانوها خیلی سریع فرسوده می‌شود.
  • Alte Teppiche schleissen oft an den Rändern.فرش‌های قدیمی اغلب از لبه‌ها فرسوده می‌شوند.
2 Akkusativ

چیزی را فرسوده یا پاره کردن (معمولاً با استفاده مکرر)

  • Ständiges Reiben schleißt das Material.سایش مداوم، مواد را فرسوده می‌کند.
  • Er hat seine Schuhe durch das viele Wandern geschlissen.او کفش‌هایش را با پیاده‌روی زیاد فرسوده کرده است.