schlenkerten

Aussprache: /ˈʃlɛŋkɐtn̩/
Wortzerlegung: schlen·ker·ten
Konjugierte Form

لغزیدند، سر خوردند (گذشته فعل schlenkern)

Bedeutungen

1 Akkusativ

شکل گذشته فعل 'schlenkern' به معنای حرکت دادن چیزی با نوسان یا تاب دادن، اغلب به صورت غیررسمی یا با بی‌دقتی، به طوری که به اطراف برخورد کند یا بچرخد.

  • Er schlenkerte den Arm, um Aufmerksamkeit zu erregen.او بازویش را تاب داد تا توجه را جلب کند.
  • Die Kinder schlenkerten ihre Spielzeuge über den Boden.بچه‌ها اسباب‌بازی‌هایشان را روی زمین تاب می‌دادند.
2 Akkusativ

شکل گذشته فعل 'schlenkern' به معنای پرتاب کردن یا انداختن چیزی با یک حرکت نوسانی یا تاب‌دار، اغلب با هدف دور کردن آن.

  • Sie schlenkerte die Kieselsteine ins Wasser.او سنگریزه‌ها را به داخل آب پرتاب کرد.
  • Der Soldat schlenkerte die Granate in Richtung des Feindes.سرباز نارنجک را به سمت دشمن پرتاب کرد.