فعل
کشیدن، حمل کردن با زحمت، روی زمین کشیده شدن
معانی و تعاریف schleppen:
- چیزی سنگین یا بزرگ را با زحمت کشیدن یا حمل کردن.
- به آرامی و با زحمت حرکت کردن.
جملات نمونه برای schleppen:
Peter musste auf der Arbeit viel ''schleppen.''
پیتر مجبور بود سر کار کلی بار سنگین حمل کند.
Und ich soll alleine die Bierkiste in den zweiten Stock ''schleppen?''
و من باید به تنهایی صندوق آبجو را تا طبقه دوم بالا بکشم؟
Die Schläppe des Hochzeitskleids war eine Ahnung zu lang und ''schleppte'' über den Steinfußboden der Kirche.
دنباله لباس عروس کمی بیش از حد بلند بود و روی کف سنگی کلیسا کشیده میشد.