zusammenschleppen
جمع کردن، گردآوری کردن (با سختی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas zusammenschleppen)
اشیاء سنگین یا زیاد را با تلاش و سختی به یک مکان آوردن یا جمع کردن.
- Er musste die schweren Möbel allein in den dritten Stock schleppen.او مجبور بود مبلمان سنگین را به تنهایی به طبقه سوم بکشد و بیاورد.
- Nach dem Einkauf schleppte sie die vollen Einkaufstaschen nach Hause.پس از خرید، او کیسههای پر از خرید را به خانه کشید.