hereinschleppen
به سختی به داخل کشیدن (چیزی سنگین یا کسی که نمیخواهد)
Beispiele
- Das Fäßchen mit dem Branntwein konnten Sascha und ich zu zweit mit Mühe ''hereinschleppen,'' und du trankst es allein aus […].ساشا و من توانستیم بشکه کوچک عرق را به سختی به داخل بکشیم و تو آن را به تنهایی نوشیدی.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی سنگین یا بزرگ را با زحمت به داخل آوردن یا کشیدن.
- Er hat die schweren Koffer ins Haus hereingeschleppt.او چمدانهای سنگین را با زحمت به داخل خانه کشید.
- Wir mussten den alten Schrank mühsam in den Keller hereinschleppen.ما مجبور بودیم کمد قدیمی را با مشقت به داخل زیرزمین بکشیم.