zusammenschleppen
جمع کردن، گردآوری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
اشیاء سنگین یا زیاد را با تلاش و سختی به یک مکان آوردن یا جمع کردن.
- Er hat den ganzen Müll vom Strand zusammengeschleppt.او تمام زبالهها را از ساحل جمعآوری کرد (با زحمت).
- Sie musste alle ihre Bücher in die neue Wohnung zusammenschleppen.او مجبور شد تمام کتابهایش را با مشقت به آپارتمان جدید بیاورد.