zusammenschleppen

Aussprache: /t͡suˈzamənˌʃlɛpn̩/
Worttrennung: zu·sam·menschlep·pen
فعل

جمع کردن، گردآوری کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

اشیاء سنگین یا زیاد را با تلاش و سختی به یک مکان آوردن یا جمع کردن.

  • Er hat den ganzen Müll vom Strand zusammengeschleppt.او تمام زباله‌ها را از ساحل جمع‌آوری کرد (با زحمت).
  • Sie musste alle ihre Bücher in die neue Wohnung zusammenschleppen.او مجبور شد تمام کتاب‌هایش را با مشقت به آپارتمان جدید بیاورد.