zurückschleichen
دزدکی برگشتن، مخفیانه برگشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به آرامی و بیصدا به جایی که قبلاً بود بازگشتن، معمولاً برای اینکه کسی متوجه نشود.
- Nachdem er erwischt wurde, schlich er sich schnell zurück in sein Zimmer.پس از اینکه لو رفت، او به سرعت دزدکی به اتاقش برگشت.
- Die Katze schlich leise zurück auf ihren Schlafplatz.گربه بیصدا به محل خوابش برگشت.