nachschleichen
به طور مخفیانه دنبال کسی رفتن، یواشکی تعقیب کردن
Bedeutungen
1
Dativ
دزدکی دنبال کردن، آهسته و پنهانی از پی کسی رفتن
- Der Detektiv schlich dem Verdächtigen unauffällig nach.کارآگاه بیسروصدا دزدکی دنبال مظنون رفت.
- Sie schlich ihrer Schwester nach, um zu sehen, wohin sie ging.او دزدکی دنبال خواهرش رفت تا ببیند کجا میرود.