entlangschleichen
به آرامی در امتداد چیزی خزیدن/حرکت کردن، یواشکی در امتداد چیزی رفتن
Bedeutungen
1
sich + an + Dativ / Akkusativ (به عنوان مسیر)
آهسته، پنهانی و بیصدا در امتداد چیزی حرکت کردن.
- Die Katze schlich sich am Zaun entlang.گربه دزدکی در امتداد حصار حرکت کرد.
- Er versuchte, unbemerkt die Mauer entlangzuschleichen.او سعی کرد بیصدا در امتداد دیوار حرکت کند.