hereinschleichen
به آرامی وارد شدن، یواشکی داخل شدن
Bedeutungen
1
in + Akkusativ (wohin)
به آرامی و پنهانی وارد مکانی شدن تا مورد توجه قرار نگیرد.
- Er schlich sich leise ins Zimmer herein, um niemanden zu wecken.او یواشکی وارد اتاق شد تا کسی را بیدار نکند.
- Die Katze schlich sich durch die offene Tür herein und versteckte sich.گربه دزدکی از در باز وارد شد و پنهان گشت.