vorbeischleichen
یواشکی عبور کردن، دزدکی رد شدن
Bedeutungen
1
an + Dativ (an jemandem/etwas vorbeischleichen)
به آرامی و بیصدا از کنار کسی یا چیزی عبور کردن، دزدکی رد شدن.
- Er versuchte, an dem schlafenden Wachmann vorbeizuschleichen.او سعی کرد یواشکی از کنار نگهبان خوابیده رد شود.
- Die Katze schlich an dem Hund vorbei, ohne ihn zu wecken.گربه بیصدا از کنار سگ رد شد بدون اینکه او را بیدار کند.