فعل
بستنی خوردن، تنقلات خوردن، بریدن شیر
معانی و تعاریف schlickern:
- در سفالگری: قطعات سفالی را با دوغاب (خاک رس مایع) به هم وصل کردن یا با آن پوشاندن.
جملات نمونه برای schlickern:
Die Milch ''schlickert.''
شیر دارد میبرد.
Hör sofort auf davon zu ''schlickern!''
فوری دست از تنقلات خوردن بردار!
Wo ''schlickert'' denn unser Sohn?
پسر ما کجا دارد هلههوله میخورد؟