einschließen
محبوس کردن، شامل شدن، به همراه داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ/Dativ
کسی یا چیزی را در جایی قفل کردن و مانع خروج یا دسترسی به آن شدن (محبوس کردن).
- Der Dieb schloss die Wertsachen in einem Safe ein.سارق اشیاء قیمتی را در گاوصندوق قفل کرد.
- Sie schloss die Katze im Haus ein, als sie das Fenster putzte.او گربه را در خانه محبوس کرد وقتی پنجره را تمیز میکرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas einschließen)
مبلغ، هزینه، فرد یا موردی را درون مجموعه، محاسبات یا محدوده مشخصی گنجاندن (شامل شدن).
- Der Preis schließt die Mehrwertsteuer ein.قیمت شامل مالیات بر ارزش افزوده میشود.
- Das Angebot schließt eine kostenlose Übernachtung ein.این پیشنهاد شامل یک شب اقامت رایگان است.