schließen
بستن، تعطیل کردن، انعقاد کردن، استنباط کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / (ohne Objekt)
بستن در، پنجره، چشم، مغازه یا کتاب
- Bitte schließen Sie die Tür, es zieht.لطفاً در را ببندید، باد میآید.
- Das Geschäft schließt samstags um 18 Uhr.فروشگاه شنبهها ساعت ۱۸ تعطیل میشود.
2
Akkusativ
قرارداد، پیمان یا دوستی منعقد کردن
- Die beiden Länder haben einen Friedensvertrag geschlossen.دو کشور پیمان صلح منعقد کردند.
- Sie schlossen schnell Freundschaft.آنها به سرعت پیمان دوستی بستند.
3
aus + Dativ + auf + Akkusativ
از نشانه، مدرک یا رفتار به چیزی پی بردن و استنتاج کردن
- Aus seinem Verhalten kann man auf seine Absichten schließen.از رفتار او میتوان به نیتهایش پی برد.
4
sich + Akkusativ
بسته شدن (خودبهخود یا مکانیکی)
- Die Automatiktür schließt sich nach wenigen Sekunden.در اتوماتیک پس از چند ثانیه بسته میشود.