anschließen
وصل کردن، پیوستن، موافقت کردن، قفل کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + an + Akkusativ
وصل کردن وسایل برقی، تجهیزات یا دستگاهها به یک منبع تغذیه، شبکه یا دستگاه دیگر.
- Bitte schließen Sie den Toaster an die Steckdose an.لطفاً توستر را به پریز برق وصل کنید.
- Der Techniker schloss das neue Modem an das Kabelnetz an.تکنسین مودم جدید را به شبکه کابل وصل کرد.
2
sich + Dativ / sich + an + Akkusativ
پیوستن به یک گروه، سازمان، تظاهرات یا موافقت کردن با نظر یا عقیده کسی.
- Viele Bürger schlossen sich der Demonstration an.بسیاری از شهروندان به تظاهرات پیوستند.
- Er schloss sich der Meinung des Sprechers an.او با نظر سخنران موافقت کرد.
3
Akkusativ (+ an + Akkusativ)
بستن وسیلهای مانند دوچرخه یا موتورسیکلت با قفل و زنجیر به یک شیء ثابت مانند میله یا دیوار برای جلوگیری از سرقت.
- Sie schloss ihr Fahrrad an einen Laternenpfahl an.او دوچرخهاش را به یک تیر چراغ برق بست.
- Vergiss nicht, das Motorrad an den Zaun anzuschließen.فراموش نکن که موتورسیکلت را به نرده ببندی.