ausschließen
محروم کردن، مستثنی کردن، غیرممکن دانستن، پشت در ماندن
Bedeutungen
1
haben (Akkusativ)
احتمال، خطر یا گزینهای را کاملاً رد کردن و غیرممکن دانستن.
- Ein technischer Defekt kann nicht ausgeschlossen werden.نقص فنی را نمیتوان رد کرد.
- Wir schließen aus, dass er die Wahrheit gesagt hat.ما این احتمال را رد میکنیم که او حقیقت را گفته باشد.
2
haben (Akkusativ + von + Dativ / aus + Dativ)
کسی را از عضویت، بازی یا فعالیت در یک گروه محروم و اخراج کردن.
- Er wurde wegen seines Verhaltens vom Verein ausgeschlossen.او به دلیل رفتارش از باشگاه اخراج شد.
- Sie schloss ihn von der Diskussion aus.او او را از بحث کنار گذاشت.
3
haben (sich + Akkusativ)
پشت در ماندن به دلیل جا گذاشتن کلید.
- Ich habe mich ausgesperrt und komme nicht mehr in die Wohnung.من کلیدم را جا گذاشتم و دیگر نمیتوانم وارد آپارتمان شوم.
- Pass auf, dass du dich nicht aussperrst!مواظب باش خودت را پشت در نگذاری!