durchschlafen
یکسره خوابیدن، بدون بیدار شدن خوابیدن
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
تمام طول شب را بدون بیدار شدن، به صورت پیوسته خوابیدن
- Das Baby hat heute Nacht zum ersten Mal sechs Stunden durchgeschlafen.نوزاد امشب برای اولین بار شش ساعت یکسره خوابید.
- Seitdem ich keinen Stress mehr habe, kann ich wieder durchschlafen.از وقتی دیگر استرس ندارم، میتوانم دوباره یکسره بخوابم.