wegschleifen
به زور کشیدن و بردن، دور کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با استفاده از سایش یا تراشیدن، چیزی را از بین بردن یا از سطحی دور کردن
- Man muss die Roststellen wegschleifen, bevor man neu lackiert.باید قبل از رنگآمیزی مجدد، نقاط زنگزده را سابید و از بین برد.
- Der Steinmetz schliff die Unebenheiten vom Marmor weg.سنگتراش ناهمواریها را از روی مرمر سابید و دور کرد.