Konjugierte Form
شکافتند، شکافته بودند (شکل صرف شده فعل)
معانی و تعاریف schlitzten:
- ایجاد یک شکاف یا برش عمیق و دقیق با استفاده از ابزار تیز، اغلب در زمینههای فنی، صنعتی یا پزشکی.
جملات نمونه برای schlitzten:
Der Chirurg musste das Gewebe präzise schlitzen, um die Operation erfolgreich durchzuführen.
جراح مجبور بود بافت را با دقت برش دهد تا عمل جراحی با موفقیت انجام شود.
Die neue Maschine kann Metallplatten mit hoher Präzision schlitzen.
دستگاه جدید میتواند صفحات فلزی را با دقت بالایی شکاف دهد.