schloffen
خوابیدند
Bedeutungen
1
kein Akkusativ (intransitiv)
به خواب رفتن، استراحت کردن در حالت خواب؛ این شکل گذشته ساده (Präteritum) کمتر رایج است و بیشتر در ادبیات قدیمی یا اشعار دیده میشود.
- Nach der langen Reise schloff er tief und fest in seinem Bett.پس از سفر طولانی، او عمیق و محکم در تختش خوابید.
- Der müde Wanderer schloff unter dem Baum ein.مسافر خسته زیر درخت به خواب رفت.