schlohweiß
سفیدِ برفی، کاملاً سفید (بهویژه برای موی سر)
Bedeutungen
1
به رنگ سفید بسیار روشن و خالص، اغلب برای توصیف موی سر افراد مسن یا رنگ موی خاص استفاده میشود.
- Sein Haar war im Alter schlohweiß geworden.موهای او در دوران پیری کاملاً سفید شده بود.
- Die alte Dame hatte schlohweißes Haar, das sie zu einem Knoten gebunden hatte.خانم پیر موهایی کاملاً سفید داشت که آنها را به صورت گوجهای بسته بود.
- Nach dem Schock war sein Haar schlohweiß.پس از شوک، موهایش کاملاً سفید شد.