schlohweiß

Aussprache: /ˈʃloːvaɪ̯s/
Worttrennung: schloh·weiß
صفت

سفیدِ برفی، کاملاً سفید (به‌ویژه برای موی سر)

Bedeutungen

1

به رنگ سفید بسیار روشن و خالص، اغلب برای توصیف موی سر افراد مسن یا رنگ موی خاص استفاده می‌شود.

  • Sein Haar war im Alter schlohweiß geworden.موهای او در دوران پیری کاملاً سفید شده بود.
  • Die alte Dame hatte schlohweißes Haar, das sie zu einem Knoten gebunden hatte.خانم پیر موهایی کاملاً سفید داشت که آن‌ها را به صورت گوجه‌ای بسته بود.
  • Nach dem Schock war sein Haar schlohweiß.پس از شوک، موهایش کاملاً سفید شد.