aufschließen
باز کردن (قفل با کلید)، رسیدن به (در رقابت)، سفره دل باز کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
قفلِ در، خانه یا وسیلهای را با کلید باز کردن
- Kannst du bitte die Haustür aufschließen?میتوانی لطفاً در ورودی را با کلید باز کنی؟
- Er schloss das Fahrradschloss auf.او قفل دوچرخه را باز کرد.
2
zu + Dativ
فاصله خود را با رقیب یا گروه پیشرو در مسابقه/صنعت کم کردن و به آنها رسیدن
- Der Läufer konnte zur Führungsgruppe aufschließen.دونده توانست خود را به گروه پیشرو برساند.
- Unsere Firma hat technisch zur Konkurrenz aufgeschlossen.شرکت ما از نظر فنی به سطح رقبا رسیده است.
3
sich + Dativ
احساسات و رازهای درونی خود را با اعتماد برای کسی بازگو کردن
- Sie hat sich mir gegenüber endlich aufgeschlossen.او بالاخره پیش من سفره دلش را باز کرد (به من اعتماد کرد).