aufschließen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃliːsn̩/
Worttrennung: auf·schlie·ßen
فعل

باز کردن (قفل با کلید)، رسیدن به (در رقابت)، سفره دل باز کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

قفلِ در، خانه یا وسیله‌ای را با کلید باز کردن

  • Kannst du bitte die Haustür aufschließen?می‌توانی لطفاً در ورودی را با کلید باز کنی؟
  • Er schloss das Fahrradschloss auf.او قفل دوچرخه را باز کرد.
2 zu + Dativ

فاصله خود را با رقیب یا گروه پیشرو در مسابقه/صنعت کم کردن و به آن‌ها رسیدن

  • Der Läufer konnte zur Führungsgruppe aufschließen.دونده توانست خود را به گروه پیشرو برساند.
  • Unsere Firma hat technisch zur Konkurrenz aufgeschlossen.شرکت ما از نظر فنی به سطح رقبا رسیده است.
3 sich + Dativ

احساسات و رازهای درونی خود را با اعتماد برای کسی بازگو کردن

  • Sie hat sich mir gegenüber endlich aufgeschlossen.او بالاخره پیش من سفره دلش را باز کرد (به من اعتماد کرد).