ausschließen

Aussprache: /ˈaʊsˌʃliːsn̩/
Worttrennung: aus·schlie·ßen
فعل

محروم کردن، مستثنی کردن، غیرممکن دانستن، پشت در ماندن

Bedeutungen

1 Akkusativ

احتمال، خطر یا گزینه‌ای را کاملاً رد کردن و غیرممکن دانستن

  • Der Arzt kann eine Infektion nicht völlig ausschließen.پزشک نمی‌تواند احتمال عفونت را کاملاً رد کند.
  • Regen ist für heute absolut ausgeschlossen.بارش باران برای امروز کاملاً منتفی (غیرممکن) است.
2 Akkusativ + von + Dativ / aus + Dativ

کسی را از عضویت، بازی یا فعالیت در یک گروه محروم و اخراج کردن

  • Er wurde aus dem Verein ausgeschlossen.او از باشگاه اخراج/محروم شد.
3 sich + Akkusativ

پشت در ماندن به دلیل جا گذاشتن کلید

  • Ich habe mich aus Versehen aus der Wohnung ausgeschlossen.من اشتباهاً کلیدم را جا گذاشتم و پشت در آپارتمان ماندم.