kurzschließen

Aussprache: /ˈkʊʁt͡sˌʃliːsn̩/
Worttrennung: kurz·schlie·ßen
فعل

اتصال کوتاه کردن (برق)، هماهنگی سریع کردن / میانبر زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas kurzschließen)

در مدار الکتریکی باعث اتصال کوتاه شدن (مثلاً برای روشن کردن بدون کلید یا ایجاد جرقه).

  • Er hat versucht, das Auto kurzuschließen, um es zu starten.او سعی کرد ماشین را با اتصال کوتاه کردن روشن کند.
  • Durch das Kurzschließen der Drähte entstand ein Funke.با اتصال کوتاه کردن سیم‌ها جرقه‌ای ایجاد شد.
2 sich + mit + Dativ + kurzschließen

با کسی سریعاً هماهنگ شدن و تصمیم گرفتن (بدون تشریفات اداری)؛ میانبر زدن در یک فرآیند.

  • Wir müssen uns kurz mit dem Chef kurzschließen.باید سریعاً با رئیس هماهنگ کنیم.
  • Die beiden Kollegen schlossen sich kurz, um die nächste Vorgehensweise zu besprechen.دو همکار سریعاً هماهنگ شدند تا در مورد روش بعدی بحث کنند.