zusammenschließen
متحد شدن، ادغام شدن، به هم متصل کردن
Bedeutungen
1
sich + zu + Dativ / sich + mit + Dativ
چند فرد، گروه، شرکت یا حزب برای هدف مشترک با یکدیگر ائتلاف یا ادغام شدن.
- Die beiden Unternehmen haben sich zu einer neuen Gesellschaft zusammengeschlossen.این دو شرکت با هم برای تشکیل یک شرکت جدید ادغام شدند.
- Die Oppositionsparteien schlossen sich zu einer Wahlallianz zusammen.احزاب مخالف برای یک اتحاد انتخاباتی با هم متحد شدند.
2
Akkusativ (+ zu + Dativ)
چند قطعه، سیم یا سیستم فنی را به یکدیگر متصل کردن تا یک واحد کامل تشکیل دهند.
- Man muss die einzelnen Module zu einem großen System zusammenschließen.باید ماژولهای جداگانه را به یک سیستم بزرگ متصل کرد.
- Die Kabel wurden zu einem Strang zusammengeschlossen.کابلها به هم متصل شدند تا یک رشته را تشکیل دهند.