abschließen
قفل کردن، به پایان رساندن، عقد کردن (قرارداد/بیمه)
Bedeutungen
1
Akkusativ
در، چمدان یا دوچرخه را با کلید/قفل بستن
- Hast du die Wohnungstür abgeschlossen?آیا در آپارتمان را قفل کردهای؟
- Schließ bitte das Auto ab, wenn du aussteigst.لطفاً وقتی پیاده میشوی ماشین را قفل کن.
2
Akkusativ
کار، پروژه یا دوره تحصیلی را کاملاً به پایان رساندن
- Sie hat ihr Studium mit einer sehr guten Note abgeschlossen.او تحصیلاتش را با نمره بسیار خوبی به پایان رساند.
- Wir müssen dieses Projekt bis Ende des Monats abschließen.ما باید این پروژه را تا پایان ماه تمام کنیم.
3
Akkusativ
بیمهنامه، معامله یا قراردادی را رسماً امضا و منعقد کردن
- Er hat eine Krankenversicherung für seine Reise abgeschlossen.او برای سفرش یک بیمه درمانی امضا/دریافت کرد.