ausschließen
محروم کردن، مستثنی کردن، غیرممکن دانستن، پشت در ماندن
Bedeutungen
1
Akkusativ
احتمال، خطر یا گزینهای را کاملاً رد کردن و غیرممکن دانستن
- Der Arzt kann eine Infektion nicht völlig ausschließen.پزشک نمیتواند احتمال عفونت را کاملاً رد کند.
- Regen ist für heute absolut ausgeschlossen.بارش باران برای امروز کاملاً منتفی (غیرممکن) است.
2
Akkusativ + von + Dativ / aus + Dativ
کسی را از عضویت، بازی یا فعالیت در یک گروه محروم و اخراج کردن
- Er wurde aus dem Verein ausgeschlossen.او از باشگاه اخراج/محروم شد.
3
sich + Akkusativ
پشت در ماندن به دلیل جا گذاشتن کلید
- Ich habe mich aus Versehen aus der Wohnung ausgeschlossen.من اشتباهاً کلیدم را جا گذاشتم و پشت در آپارتمان ماندم.