herumschließen
کلید را در قفل چرخاندن, دور چیزی بستن
Bedeutungen
1
Akkusativ / (ohne Objekt)
کلید را کاملاً در قفل چرخاندن برای قفل کردن یا باز کردن؛ یا چیزی را دور چیز دیگری حلقهوار بستن.
- Er schloss die Tür vorsichtig herum.او با احتیاط کلید را در قفل چرخاند تا در را باز کند.
- Sie schloss das Seil um den Baumstamm herum.او طناب را دور تنه درخت حلقه کرد.