فعل
لرزیدن (از سرما یا ترس)، لق زدن
معانی و تعاریف schlottern:
- لرزیدن، به خود لرزیدن (از سرما، ترس یا ضعف).
- لق بودن، گشاد بودن (لباس)، تکان خوردن (اشیاء).
جملات نمونه برای schlottern:
Mir ''schlotterten'' die Beine vor lauter Kälte.
پاهایم از شدت سرما میلرزید.
„Im Moment liege ich jedoch im Schlafsack und ''schlottere'' vor Kälte.“
«در حال حاضر اما در کیسهخواب هستم و از سرما میلرزم.»
Vor Kälte schlotterten ihm die Knie.
از سرما زانوهایش میلرزید.