فعل
چرت زدن، خفته بودن (استعاری)
معانی و تعاریف schlummern:
- خواب سبک داشتن، چرت زدن یا در حالت نیمهخواب بودن.
- (مجازی) نهفته بودن، پنهان بودن (مانند استعداد، خطر یا پتانسیل).
جملات نمونه برای schlummern:
Seid bitte leise, er ''schlummert'' noch!
لطفاً ساکت باشید، او هنوز خواب است!
Viele unentdeckte Talente ''schlummern'' noch in ihm.
استعدادهای کشفنشده بسیاری هنوز در او خفتهاند.
„Schon vor einigen Jahrzehnten vermutete die Fachwelt, dass die Holzfragmente in Aberdeen ''schlummern,'' doch das Universitätsmuseum konnte die Stücke nicht ausfindig machen.“
چند دهه پیش، متخصصان حدس میزدند که قطعات چوبی در ابردین خفتهاند، اما موزه دانشگاه نتوانست آنها را پیدا کند.