schlurfen
پاها را روی زمین کشیدن؛ راه رفتن با پای خسته یا گشاد
Beispiele
- Sie ''schlurfte'' zur Tür.او کشانکشان به سمت در رفت.
- Der alte Mann ''schlurfte'' geräuschvoll aus der Tasse.مرد پیر با سر و صدا از فنجان نوشید / (یا پاهایش را کشید).
Bedeutungen
1
(intransitiv)
پا کشیدن، با صدای کشیدن پا راه رفتن (معمولاً به دلیل خستگی یا بیحالی)
- Er schlurfte müde durch den Flur.او خسته و با پا کشیدن در راهرو راه میرفت.
- Die alten Schuhe schlurften über den Boden.کفشهای قدیمی روی زمین کشیده میشدند.