herumschlurfen
ول گشتن، با بیحالی راه رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با کشیدن پاها روی زمین و بدون بلند کردن کامل آنها راه رفتن، اغلب به دلیل خستگی، بیحالی یا بیتفاوتی.
- Er schlurfte lustlos durch den Garten.او بیحال در باغ ول گشت.
- Nach der langen Nacht schlurften wir müde nach Hause.پس از شب طولانی، ما خسته و با بیحالی به خانه رفتیم.