davonschlurfen

Aussprache: /ˈdaːfɔnˌʃlʊʁfn̩/
Worttrennung: da·v·on·schlur·fen
فعل

لَنگ‌لَنگان دور شدن، به آرامی دور شدن

Bedeutungen

1 kein spezifischer Kasus

با کشیدن پاها روی زمین و ایجاد صدا، یا با قدم‌های آهسته و نامطمئن از جایی دور شدن. اغلب نشان‌دهنده بی‌میلی، خستگی یا ترک آرام و بی‌سر و صدا است.

  • Nach der Enttäuschung schlurfte er langsam davon.پس از ناامیدی، او به آرامی دور شد.
  • Der alte Mann schaffte es kaum, von seinem Stuhl aufzustehen und davonzuschlurfen.پیرمرد به سختی توانست از روی صندلی‌اش بلند شود و لنگ‌لنگان دور شود.