schmächtig
لاغر اندام، ظریف، ضعیفالجثه
Bedeutungen
1
دارای جثه کوچک، لاغر و ظریف؛ اغلب با اشاره به ضعف یا شکنندگی.
- Der schmächtige Junge konnte das schwere Paket kaum tragen.پسر لاغر اندام به سختی میتوانست بسته سنگین را حمل کند.
- Sie war eine schmächtige Frau mit feinen Gesichtszügen.او زنی ظریف با چهرهای لطیف بود.
- Trotz seiner schmächtigen Statur war er sehr sportlich.با وجود جثه ضعیفش، او بسیار ورزشکار بود.