schmähen
بد و بیراه گفتن، تحقیر کردن، دشنام دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas schmähen)
با کلمات تند و توهینآمیز به کسی حمله کردن، او را بدنام کردن یا دشنام دادن.
- Er schmähte seinen Nachbarn wegen der lauten Musik.او به خاطر موسیقی بلند به همسایهاش بد و بیراه گفت.
- Die Menge schmähte den Politiker.جمعیت به سیاستمدار دشنام دادند.