schmälzen

Aussprache: /ˈʃmɛltsn̩/
Worttrennung: schmäl·zen
فعل

سرخ کردن با چربی حیوانی, شیرین کردن, جذاب‌تر کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas + schmälzen)

سرخ کردن یا پختن غذا با استفاده از چربی حیوانی (شمالتس).

  • Die Kartoffeln werden in Schmalz geschmälzt.سیب‌زمینی‌ها در چربی حیوانی سرخ می‌شوند.
  • Er schmälzt das Fleisch für ein besseres Aroma.او گوشت را برای عطر بهتر در چربی حیوانی سرخ می‌کند.
2 Akkusativ (etwas + schmälzen)

به طور مجازی، چیزی را شیرین‌تر، دلپذیرتر یا جذاب‌تر جلوه دادن، اغلب با اغراق یا چاپلوسی.

  • Seine Worte schmälzen die Wahrheit.سخنان او حقیقت را شیرین‌تر جلوه می‌دهند.
  • Der Verkäufer versuchte, das Produkt mit schmeichelhaften Worten zu schmälzen.فروشنده سعی کرد محصول را با کلمات چاپلوسانه جذاب‌تر جلوه دهد.