schmälzen
سرخ کردن با چربی حیوانی, شیرین کردن, جذابتر کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + schmälzen)
سرخ کردن یا پختن غذا با استفاده از چربی حیوانی (شمالتس).
- Die Kartoffeln werden in Schmalz geschmälzt.سیبزمینیها در چربی حیوانی سرخ میشوند.
- Er schmälzt das Fleisch für ein besseres Aroma.او گوشت را برای عطر بهتر در چربی حیوانی سرخ میکند.
2
Akkusativ (etwas + schmälzen)
به طور مجازی، چیزی را شیرینتر، دلپذیرتر یا جذابتر جلوه دادن، اغلب با اغراق یا چاپلوسی.
- Seine Worte schmälzen die Wahrheit.سخنان او حقیقت را شیرینتر جلوه میدهند.
- Der Verkäufer versuchte, das Produkt mit schmeichelhaften Worten zu schmälzen.فروشنده سعی کرد محصول را با کلمات چاپلوسانه جذابتر جلوه دهد.