schmökern

Aussprache: /ˈʃmøːkɐn/
Worttrennung: schmö·kern
فعل

با لذت کتاب خواندن، غرق مطالعه شدن (معمولاً کتاب‌های سرگرم‌کننده)

Beispiele

  • Am Sonntag könnte ich den ganzen Tag in alten Büchern ''schmökern.یکشنبه می‌توانم تمام روز را در کتاب‌های قدیمی غرق مطالعه شوم.
  • Einen Ohrensessel, einen Tee, einen Krimi: mehr brauche ich nicht, um am Abend mal zu ''schmökern.یک صندلی راحتی، یک چای، یک رمان جنایی: بیشتر از این برای اینکه عصر کمی غرق مطالعه شوم، نیاز ندارم.
  • Im Herbst kann man es sich wunderbar im Lesesessel gemütlich machen und ''schmökern'' […].در پاییز می‌توان به راحتی در صندلی مطالعه لم داد و با لذت کتاب خواند.

Bedeutungen

1 (بدون مفعول یا in + Dativ)

(کتابی را) با لذت و آرامش مطالعه کردن، ورق زدن

  • Am liebsten schmökerte sie in alten Romanen.او بیشتر از همه دوست داشت رمان‌های قدیمی را با لذت بخواند.
  • Ich habe den ganzen Nachmittag in der Bibliothek geschmökert.من تمام بعدازظهر را در کتابخانه مطالعه کردم.