ausschmücken
تزئین کردن، آراستن؛ (برای داستان) شاخ و برگ دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ mit + Dativ
چیزی را با وسایل تزئینی، رنگ، نور یا جزئیات زیبا، آراستن و زیبا کردن.
- Sie schmückte das Zimmer mit Blumen und Kerzen aus.او اتاق را با گل و شمع تزئین کرد.
- Der Künstler schmückte die Wände des Saales mit Fresken aus.هنرمند دیوارهای سالن را با نقاشیهای دیواری آراست.
2
Akkusativ (jemanden / etwas ausschmücken)
به یک داستان، روایت یا گزارش، جزئیات اضافی (اغلب غیرواقعی یا اغراقآمیز) اضافه کردن تا جذابتر یا کاملتر به نظر برسد.
- Er schmückte seine Erzählung mit vielen Details aus, um sie spannender zu machen.او داستانش را با جزئیات زیادی پر کرد تا هیجانانگیزتر شود.
- Die Zeitung schmückte den Vorfall mit vielen erfundenen Details aus.روزنامه واقعه را با جزئیات ساختگی زیادی آراست.