فعل
میناکاری کردن، لعابکاری کردن
معانی و تعاریف schmalten:
- ابراز اندوه، درد یا ناراحتی شدید از طریق ناله و زاری، اغلب با صدایی بلند و آشکار.
جملات نمونه برای schmalten:
Die metallenen Töpfe wurden innen ''geschmaltet.''
ظرفهای فلزی از داخل میناکاری شده بودند.
Die Witwe schmälte laut über den Verlust ihres geliebten Mannes.
بیوه زن بر فقدان همسر محبوبش با صدای بلند ناله و زاری میکرد.
Das verletzte Tier schmälte vor Schmerz, bis es von seinem Leiden erlöst wurde.
حیوان زخمی از درد ناله میکرد تا اینکه از رنجش رهایی یافت.