schmalten
میناکاری کردن، لعابکاری کردن
Beispiele
- Die metallenen Töpfe wurden innen ''geschmaltet.ظرفهای فلزی از داخل میناکاری شده بودند.
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
ابراز اندوه، درد یا ناراحتی شدید از طریق ناله و زاری، اغلب با صدایی بلند و آشکار.
- Die Witwe schmälte laut über den Verlust ihres geliebten Mannes.بیوه زن بر فقدان همسر محبوبش با صدای بلند ناله و زاری میکرد.
- Das verletzte Tier schmälte vor Schmerz, bis es von seinem Leiden erlöst wurde.حیوان زخمی از درد ناله میکرد تا اینکه از رنجش رهایی یافت.