schmalten

Aussprache: /ˈʃmaltən/
Wortzerlegung: schmal·ten
فعل

میناکاری کردن، لعاب‌کاری کردن

Beispiele

  • Die metallenen Töpfe wurden innen ''geschmaltet.ظرف‌های فلزی از داخل میناکاری شده بودند.

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم)

ابراز اندوه، درد یا ناراحتی شدید از طریق ناله و زاری، اغلب با صدایی بلند و آشکار.

  • Die Witwe schmälte laut über den Verlust ihres geliebten Mannes.بیوه زن بر فقدان همسر محبوبش با صدای بلند ناله و زاری می‌کرد.
  • Das verletzte Tier schmälte vor Schmerz, bis es von seinem Leiden erlöst wurde.حیوان زخمی از درد ناله می‌کرد تا اینکه از رنجش رهایی یافت.