فعل
سرخ کردن با روغن حیوانی، چرب کردن
معانی و تعاریف schmalzen:
- چیزی را با پیه یا چربی حیوانی چرب کردن.
- اغراقآمیز و احساساتی صحبت کردن یا موسیقی نواختن (عامیانه).
جملات نمونه برای schmalzen:
100 g Speckwürfel ausbraten und die Kartoffeln damit ''schmalzen.''
100 گرم بیکن خرد شده را سرخ کنید و سیبزمینیها را با آن چرب کنید.
Sie schmalzte die Pfanne vor dem Braten ein.
او قبل از سرخ کردن، ماهیتابه را با پیه چرب کرد.
Früher schmalzte man das Brot statt es zu buttern.
قبلاً نان را به جای کره، با پیه چرب میکردند.