aufschmeißen
به شدت باز کردن، وا کردن؛ خراب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufschmeißen)
چیزی را با شدت و سرعت باز کردن (مثلاً در یا پنجره).
- Er schmiss die Tür auf.او با شدت در را باز کرد.
- Sie warf das Fenster auf, um frische Luft hereinzulassen.او پنجره را به شدت باز کرد تا هوای تازه وارد شود.
2
Akkusativ (Geld)
پول زیادی را خرج کردن، ولخرجی کردن (عامیانه).
- Er hat auf der Party viel Geld auf-schmissen.او در مهمانی پول زیادی خرج کرد.
- Sie schmiss die ganze Erbschaft auf.او تمام ارثیه را خرج کرد.
3
Akkusativ (eine Tätigkeit, eine Beziehung)
کاری یا رابطهای را رها کردن، ترک کردن (عامیانه).
- Er hat seine Ausbildung einfach auf-schmissen.او تحصیلش را به سادگی رها کرد.
- Nach nur einem Jahr hat sie die Beziehung auf-schmissen.او پس از تنها یک سال رابطه را ترک کرد.