schmeichelhaft
تملقآمیز، چاپلوسانه، خوشایند، دلپذیر
Bedeutungen
1
دارای کیفیتی که باعث خوشایند یا دلپذیر شدن چیزی یا کسی میشود؛ تحسینبرانگیز.
- Das Kleid steht ihr wirklich gut und wirkt sehr schmeichelhaft.این لباس واقعاً به او میآید و بسیار دلپذیر به نظر میرسد.
- Die Kritiken für seinen neuen Film waren überraschend schmeichelhaft.نقدها برای فیلم جدیدش به طرز شگفتآوری خوشایند بودند.
- Sie erhielt eine schmeichelhafte Bewertung für ihre künstlerische Leistung.او برای اجرای هنری خود، ارزیابی دلپذیری دریافت کرد.
2
دارای لحن یا محتوای تملقآمیز یا چاپلوسانه؛ اغراقآمیز در تعریف و تمجید.
- Seine schmeichelhaften Worte wirkten auf mich nicht ehrlich.کلمات چاپلوسانهاش در نظرم صادقانه نیامدند.
- Er war vorsichtig mit den schmeichelhaften Kommentaren des Verkäufers.او با نظرات تملقآمیز فروشنده محتاط بود.
- Die schmeichelhafte Rede des Politikers klang einstudiert.سخنرانی چاپلوسانه سیاستمدار، تمرینشده به نظر میرسید.